École Saint Louis Tehran
مطالب ذیل خلاصه ای است که آقای ابوالقاسم احمدیان مدیر ایرانی دبستان و دبیرستان سن لویی در اواخر عمر پر ثمرشان به طور خصوصی برای من گفته اند و من هم از آنها یادداشتی برداشتم که از روی این یادداشت ها تهیه کرده ام. من مطمئن هستم گفته های ایشان همه درست بوده، و اگر اشتباهی در این مطالب باشد بدون شک در تنظیم این یادداشت ها از روی مطالب تند نویسی شده توسط بنده است.
تاریخ سن لوئی
۱۲۱۹ –۱۲۲۹
از اواخر دوران سلطنت نادرشاه تا آغاز دوره قاجار، به ویژه در دوران حکومت کریم خان زند، رابطه ایران با فرانسه بسیار خوب بود، به طوری که در حدود سالهای ۱۱۶۳ تا ۱۱۹۳ قمری به فرمان کریم خان زند به گروهی از میسیونرای کاتولیک لازاریست اجازه احداث مدارسی در ایران داده شد. تصویر حکم را با تاریخ ۱۱۸۵ و مهر که فرمان اجازه این نوع مدارس را در البوم عکسها میتوانید ملاحضه فرمایید.
بعد از مدارس آذربایجان در اصفهان هم مدارسه ای بازشد، که آن مدرسه بیشتر برای ارامنه بوده، هرچند که در تمام این مدارس مسلمانان هم درس می خواندند. بیشتر درس ها به زبان فرانسه بود، ولی بعدها گاه گاهی ادبیات، تاریخ و جغرافی ایران را هم تدریس می کردنند.
آقای ابوالقاسم احمدیان (مدیر ایرانی دوران ما) دقیقا نمیدانستند که اولین مدارس فرانسوی در چه تاریخی باز شدند. ولی فرمودند اولین شعبه این مدارس در ارومیه و تبریز بوده که برای ارامنه و آشوری ها که در آن ناحیه زندگی میکردنند باز شده بود.
۱۲۴۰
از قرار مدرسه سن لوئی تهران، در سال ۱۸۶۲ میلادی برابر با ۱۲۴۰ شمسی (۱۲۷۸ قمری) به دستور ژوزف آرتور کمت دو گوبینو بازشده و این مدارس چه در آذربایجان، یا اصفهان و تهران به نحوه ای با هم مربوط بودند و در سال ۱۸۶۵ میلادی قسمت دخترانه آن ها هم با نام ژاندارک افتتاح شد. البته در آغاز به این بزرگی و پر اهمیتی نبودند ولی به تدریج تعداد شاگردان آنها بیشتر شده تا جایی که وزارت فرهنگ هم بودجه ای به آن ها اختصاص داده و تعداد شاگردان مسلمان آن ها بیشتر از ارامنه و آشوری ها شد.
سن لوئی در آغاز با ۱۵ شاگرد شروع کرد که تعدادی از آن ها هم مسلمان بودند. در سال ۱۲۸۸ با خریدن کاخ شجاع السلطنه که ۱۳ اتاق بزرگ داشت، تعداد شاگردان به ۱۴۰ (۹۰ نفر شبانه روزی) رسید و سال بعد تعداد آن ها به ۱۵۰ نفر (۵۰ نفر شبانه روزی) رسید. تعدا شاگردان بعدها تا ۳۵۰ نفر هم افزایش یافت که حدود ۱۰۰ نفر از آن ها غیر مسلمان بودند. در ابتدا مدرسه برای پنج سال ابتدایی بود و ادبیات فرانسه، فارسی، تاریخ و جغرافیای ایران و جهان به خصوص فرانسه، حساب، خط و نقاشی تدریس می کردند. در سال ۱۲۹۲ که تعداد کلاس ها بیشتر شد و بعدتر که کلاس های بیشتری هم اضافه شد، شش کلاس ابتدایی و سه کلاس متوسطه را تدریس می کردند.
در سال ۱۲۹۱ صد تومان از وزارت فرهنگ بودجه گرفتند که در سال ۱۳۰۰ به دویست تومان رسید. در آن سال ۵۰ شاگرد کم بضاعت کاتولیک در مدرسه بودند. در سال ۱۳۰۷ مدرسه ۱۷۰ شاگرد و ۱۵ معلم داشت.
۱۳۱۹
در سال ۱۳۱۹ رضا شاه طی ابلاغیه ای تمام مدرسه هایی که اسم خارجی داشتند را ملزم به انتخاب اسم ایرانی کرد. بنابر این دستور سن لوئی تبدیل به طهران، ژان دارک به منوچهری و فرانک ورسون به رازی شد. ولی بعد از رضا شاه این دستور لغو شد و مدرسه با هر دو اسم سن لوئی و طهران مشهور شد.
۱۳۲۰
در سال ۱۳۲۰ آقای احمدیان بزرگ امتیاز مدرسه ای را در اصفهان به نام ستاره صبح گرفت، با دردست داشتن این مجوز در سال ۱۳۲۳ به همت ایشان تدریس زبان فارسی هم در سن لوئی آغاز شد. وجود آقای احمدیان بزرگ خیلی باعث پیشرفت زبان فارسی در این مدرسه بود. پسر و حتی برادر زاده آقای احمدیان بزرگ در سالهای ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹دراین مدرسه تحصیل کردنند.
۱۳۲۶
پسر ارشد آقای احمدیان بزرگ اقای ابوالقاسم احمدیان که سال های ۱۳۱۸ و ۱۳۱۹ خود از دانش آموزان مدرسه بودند و در سال های ۲۴ و ۲۵ در مدرسه تمدن تدریس می کرد از سال ۱۳۲۶ به معلمین سن لوئی پیوستند. در سال ۱۳۲۶ کلاس ششم فارسی و در سال ۱۳۲۷ ادبیات متوسطه را تدریس می کردند. در این سالها مدیر فرانسوی، پدر روحانی پوآرو بود که خیلی برای این مدرسه زحمت کشید. مدیر مدبری بود که در دانشگاه تهران هم تدریس می کرد.
عکس شاگردان: ظاهرا این عکس در بین سالهای ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۷ گرفته شده است.
۱۳۲۸-۱۳۳۷
در حدود سال ۱۳۲۸، مدیر فرانسوی مدرسه تغییر کرد و پدر روحانی لوکوندر، که همگان او را با عنوان Père Supérieur (رئیس) خطاب میکردند، جایگزین ایشان شد. در همین دوره، آقای احمدیان جوان بهجای پدر خود ـ که مدتی بود از بیماری پارکینسون رنج میبردند ـ عهدهدار مدیریت مدرسه شد.
همدورهایهایم از مهرماه ۱۳۲۹ در کلاس پیشدبستانی و سپس از مهر ۱۳۳۰ تا خرداد ۱۳۳۹ بهطور پیوسته در این مدرسه به تحصیل اشتغال داشتیم.
کلاسهای اول معمولاً بین ۳۰ تا ۳۵ شاگرد داشت. برنامه آموزشی به این صورت بود که در نوبت صبح، دروس بهطور کامل به زبان فرانسه و در نوبت بعدازظهر به زبان فارسی تدریس میشد. بسیاری از معلمان کلاس فرانسه از شاگردان پیشین مدرسه بودند و از کلاس پنجم تا نهم فرانسه به غیر از آقای واهان بقیه روحانیون کاتولیک بودند.
کلاس های فارسی اول تا ششم معلمین وزارت فرهنگ بودند(یک معلم برای هر کلاس). در کلاس فرانسه هفتم، هشتم و نهم دروس مربوط به زبان فرانسه مثل تاریخ، ادبیات روحانیون کاتولیک و برای دروس تاریخ و ادبیات فارسی از معلمین فارسی زبان بهره می بردیم. اما برای ریاضیات، فیزیک، شیمی و علوم تجربی معلم ایرانی به زبان فرانسه تدریس می نمودند (دکتر امین، فیزیک و شیمی).
در پایان کلاس ششم دبستان، دانشآموزان موظف بودند امتحان نهایی را به هر دو زبان فارسی و فرانسه بگذرانند. امتحان زبان فارسی توسط وزارت فرهنگ برگزار میشد، اما در مورد زبان فرانسه، کلیه سؤالات از فرانسه به تهران ارسال میگردید و آزمون در انجمن فرهنگی ایران و فرانسه، واقع در خیابان حشمتالدوله، برگزار میشد. اوراق امتحانی توسط نمایندگانی از فرانسه به ایران آورده و برای تصحیح و نمرهدهی بسته بندی و به فرانسه ارسال می شد. نمره دهی به نحوی بود که بطور مثال در امتحان دیکته با ۵ اشتباه مردود تلقی می شد. پذیرفتهشدگان موفق به دریافت مدرک CERTIFICAT D’ÉTUDES PRIMAIRES میشدند که این گواهینامه از فرانسه برای آنان ارسال میگردید.
دانشآموزانی که در امتحان نهایی فرانسه کلاس ششم موفق به قبولی نمیشدند، در کلاس هفتم ادامه تحصیل میدادند و در پایان سال دوباره در امتحان نهایی کلاس ششم فرانسه شرکت میکردند، یا به مدارسی منتقل میشدند که آموزش در آنها صرفاً به زبان فارسی بود.
۱۳۳۷
سال ۱۳۳۷ چون تعداد زیادی از هم دوره های من کلاس ششم فرانسه را قبول نشدند برای ما کلاس هفتم جدید فارسی را شروع کردند که تمام درس هارا به زبان فارسی تدریس می شد ولی صبح ها هنوز کلاس ششم فرانسه را ادامه می دادیم تا بتوانیم این تصدیق نهایی را بگیریم.
ما گروهی خاص و کمنظیر بودیم که در مدرسه باقی ماندیم؛ بسیاری از ما با وجود آنکه دروس کلاس هشتم یا نهم را به زبان فارسی میخواندیم، همچنان خود را برای امتحان نهایی کلاس ششم فرانسه آماده میکردیم، چرا که کلاسهای هفتم، هشتم و نهم فارسی عملاً از دوره ما آغاز شده بود.
در این دوره، معلمان تازهای به مدرسه پیوستند که از جمله آنان میتوان به آقایان دکتر جباری (دو برادر به نامهای خسرو و فرهاد)، جهانگیری و رستمی اشاره کرد. برجستهترین و بهترینِ آنان آقای اسماعیلی، معلم ریاضیات، آقای شعبانپور، معلم علوم، و آقای مظاهری ـ که گمان میکنم تاریخ و جغرافیا را تدریس میکردند ـ بودند که همگی در کار خود بسیار ممتاز بودند.
آقای احمدیان جوان برای جذب معلمان درجهیک تلاش فراوانی میکرد و نقش مهمی در ارتقای سطح آموزشی مدرسه داشت.
در اوایل دهه ۴۰ مدرسه از لاله زار به محل دیگری در عباس آباد منتقل شد و مجموعه شجاع السلطنه به روزنامه کیهان فروخته شد و فعالیت مدرسه چند سال ادامه داشت. ولی بعد از چند سال سن لوئی در عباس آباد بسته شد و با دبیرستان رازی ادغام و تحت عنوان دبستان و دبیرستان رازی فعالیت خود را در ساختمان جدید واقع در خیابان ولیعصر ادامه دادند. محل اولیه مدرسه را روزنامه کیهان خرید. متاسفانه اجازه دادند که کلیسای مدرسه را تخریب کنند. ولی مجسمه حضرت مریم را به مدرسه ژاندارک منتقل کردند که هنوز هم در آنجاست. ولی در نهایت ساختمان مسکونی شجاع السلطنه با آن همه عظمت و زیبایی را هم تخریب کردند.
Lazarist Schools in Tehran. The Lazarists founded two well known schools in Tehran, St. Louis and Jeanne d’Arc, which enrolled both Christian and Muslim pupils. Compared to their counterparts in Azerbaijan and Isfahan, the Lazarist schools in Tehran were more concerned with educating students in modern sciences and French literature than in religious matters.
St. Louis School Founded in 1862, with the encouragement of the French minister to the Persian court, Joseph-Arthur Comte de Gobineau. St. Louis was the first Catholic Mission school to be established in Tehran. It started with fifteen pupils, several of whom were Muslim. In 1909 the enrollment was 140 pupils, including 90 boarders; in 1910, it was 150, with 50 boarders. In 1909 the school purchased Šojāʿ-al-Salṭana’s mansion, which had thirteen rooms and adequate space for 350 students. The elementary program was similar to the five-year system of French primary education. The curriculum included French literature, Persian, world history and geography, history and geography of Persia, arithmetic, calligraphy, and painting (Nāṭeq, pp. 179-81; Ḡaffārī, pp. 152-54). In 1913 the school opened a two-year high school program which later expanded to four-year. In 1912, the school received one hundred tomans financial aid from the Ministry of Education; this was increased to two hundred tomans in 1921 when the school expanded teaching Persian language courses and accepted up to fifty needy students who were recommended by the ministry. By 1928, there were 170 pupils and 15 teachers at the school. St. Louis was closed in 1941 along with other foreign schools. It soon reopened, but without permission from the ministry. Reportedly, the school experienced internal problems and mismanagement during the 1950s and 1960s (Šayḵ-Reżāʾī, pp. 95-96)